محمد حسن خان اعتماد السلطنه

488

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

رسائل يا دفتر مخصوص شاه عضويت پيدا كرد و در 1275 همراه پدرش به بغداد رفت و در آنجا تحصيلات خود را دنبال نمود و در عربيت و ادبيت و زبان فرانسه پيشرفت بسيار حاصل نمود . عنوان او در اين سفر منشيگرى بود . در 1278 نظر به لياقت علمى و حسن خط شاه دستور داد كه در سفر و حضر ملتزم ركاب باشد و او در اين وقت هجده ساله بود . سال بعد به نيابت وزارت امور خارجه انتخاب شد و در 1283 جزو پيشخدمتان و « منشى حضور » شاه شد و اين عنوان لقب او گشت . در 1290 كه پاشا خان امين الملك پدرزنش درگذشته بود لقب امين الملك به او داده شد و در 1288 ادارهء چاپارخانه‌هاى دولتى هم به او واگذار شد . در اولين سفر ناصر الدين شاه به اروپا تا آلمان همراه شاه بود و از آنجا بنابه مخالفت آقا ابراهيم امين السلطان با او به طهران بازگشت و در بازگشت شاه به عضويت و نظامت مجلس شوراى وزراء منصوب شد . در 1293 مدير شوراى دولتى شد و در سال بعد ضرابخانه نيز به او سپرده شد . پس از فوت ميرزا هاشم خان برادر فرخ خان كاشانى امين الدوله در 1294 اين لقب به ميرزا على خان داده شد . به اين معنى كه در شعبان 1299 كه او وزير وظايف و اوقاف و رئيس كل پست و مدير دار الشوراى دولتى بود به لقب امين الدوله ملقب شد . در 1295 براى تعزيت درگذشت ويكتور امانوئل دوم پادشاه ايتاليا و تهنيت جلوس پسرش هومبرت اول به رم مأموريت يافت . در 1298 پس از فوت پدرش وزارت وظايف و اوقاف به او داده شد و در اين پست نيز مستقيما زير نظر او قرار گرفت و با اينكه يك‌بار از رياست شوراى دولتى استعفا داد دوباره به اين منصب منصوب شد و تا 1303 در اين سمت بود و باز پس از اندك زمانى كه ركن الدوله برادر شاه رئيس شورا شد اين مقام به امين الدوله بازگشت . امور وزارت وظايف و اوقاف را برادرش ميرزا تقى خان مجد الملك از طرف او اداره مىكرد . در اواسط سال 1307 مىخواستند او را به خراسان بفرستند ولى نپذيرفت . در 1314 به پيشكارى و وزارت وليعهد به آذربايجان رفت و پس از بازگشت در جمادى الثانيهء 1314 وزير اعظم و در سال بعد صدراعظم مظفر الدين شاه شد و در اين دوره دختر شاه را براى پسرش محسن خان گرفت و محسن خان زن قبلى خود را كه دختر شيخ محسن خان مشير الدوله بود طلاق داد و اين مسئله مايه كدورت ميان امين الدوله و مشير الدوله كه از دوستان صميمى هم بودند شد و مشير الدوله كمر به دشمنى او بست و سرانجام امين الدوله در 16 صفر 1316 معزول شد و به گيلان رفت . در ايام معزوليت توفيق سفر حج يافت و پس از بازگشت در 1322 در شصت و دو سالگى درگذشت . امين الدوله مردى خوش‌ذوق ، ظريف ، باسواد ، بسيار خوشخط و مبتكر در طرز تحرير و در پيشرفت تمدن جديد من جمله تأسيس مدرسه و آوردن كارخانهء قند و كبريت و ايجاد پست بالنسبه منظم پيش قدم بود . هردو امين السلطان به شدت با او مخالفت و دشمنى داشتند و حتى آقا ابراهيم امين السلطان نسبت دزدى هم به او داد . حاج مخبر السلطنهء هدايت او را به داشتن